اين بار با هزار زحمت دارم فارسی تايپ ميکنم، از اين به بعد بعضی از پست ها را به فارسی مينويسم.
شايد اينجوری آدم هايه بيشتری از بچه های ايران بخونن .
به هر حال ، اين روز ها حس ميکنم که دوباره بين زمين و اسمون هستم، مثل همون موقع که داشتم
از ايران ميرفتم. داشتم هم که ميدونين اين دکترای فلان فلان شدس. ديروز پرفسور گير داد که برا دکترا
مدارکت را بده که برات بورس درخواست کنم. موندم چی بگم، تنها چيزی که به ذهنم رسيد
اين بود که با خوانودم مشکل دارم برا موندن، بايد فکر کنم، اين از يه طرف، از طرف ديگه نميدونم کدوم قبرستون
کنم. applyتو کانادا
اين بين زمين و اسمون موندن يک طرف، تنها بودن هم يک طرف. خلاصه اگر يکی تو اين سياره به من
بگه چه کنم ممنون ميشم.
شايد اينجوری آدم هايه بيشتری از بچه های ايران بخونن .
به هر حال ، اين روز ها حس ميکنم که دوباره بين زمين و اسمون هستم، مثل همون موقع که داشتم
از ايران ميرفتم. داشتم هم که ميدونين اين دکترای فلان فلان شدس. ديروز پرفسور گير داد که برا دکترا
مدارکت را بده که برات بورس درخواست کنم. موندم چی بگم، تنها چيزی که به ذهنم رسيد
اين بود که با خوانودم مشکل دارم برا موندن، بايد فکر کنم، اين از يه طرف، از طرف ديگه نميدونم کدوم قبرستون
کنم. applyتو کانادا
اين بين زمين و اسمون موندن يک طرف، تنها بودن هم يک طرف. خلاصه اگر يکی تو اين سياره به من
بگه چه کنم ممنون ميشم.
3 comments:
دست شما درد نکنه
نمیدونم چرا ولی یه حس خوبی در مورد این تصمیم آخرترتش! دارم (تصمیم کبری رو یادته ؟ ) فکر کنم اگه بورس جور شه باید ازش استفاده کنی...ایشالا بعدا که وضعت تتتتتتتوووووووووووووپپپپپپپپ شد میتونی به خوانوادت خیلی بهتر از این حرفا برسی و جبران کنی محبتاشونو
Just my 2 cents
Post a Comment