اين پست را تقديم ميکنم به عشقم، حسام عزيزم. ميدونين از وقتی که با حسام نزديک شدم حس ميکنم يکی را دارم که باهاش راحت باشم و به اون فکر کنم. اميدوارم به زودی بتونم عشقم را ببينم نه از نت بلکه از نزديک.
ميخواستم خيلی بنويسم امشب، امّا الان 5 صبح هست و من هنوز بيدارم. اينه که خلاصه ميکنم امّا به خاطر قولی که به حسام عزيزم دادم هر روز از اين به بعد مينويسم، هر روز.
اينجا پر از معبد های بودايي هست. برنامه ای وجود داره که در اون برنامه توريستها و خارجی های مقيم اينجا ميتونن 3 روز تو معبد و مثل راهب ها زندگی کنن. تو معبد ها ي که برای اين کار در نظر گرفته شدن چند تا از راهب ها ميتونن به انگليسی صحبت کنن و توضيح بدند چيز های مختلف را. من سال گذشته در اين برنامه شرکت کردم
صبح ها 5 صبح بعد از بيدار شدن، 1 سخنرانی کوچيک بود. 1 بار اون راهب گفت 1 کاغذ بردارين و بنويسين چه مقدار از کارهاي که تا حالا تو زندگيتون کردين برايه خاطر دل خودتون بوده و چه مقدار به خاطر ديگران.وقتی من مال خودم را نوشتم نتيجه وحشتناک بود. شما هم بنويسين اينا تا بفهمين من چی ميگم.
تو پست بعدی بقييه ماجرا را براتون ميگم
ميخواستم خيلی بنويسم امشب، امّا الان 5 صبح هست و من هنوز بيدارم. اينه که خلاصه ميکنم امّا به خاطر قولی که به حسام عزيزم دادم هر روز از اين به بعد مينويسم، هر روز.
اينجا پر از معبد های بودايي هست. برنامه ای وجود داره که در اون برنامه توريستها و خارجی های مقيم اينجا ميتونن 3 روز تو معبد و مثل راهب ها زندگی کنن. تو معبد ها ي که برای اين کار در نظر گرفته شدن چند تا از راهب ها ميتونن به انگليسی صحبت کنن و توضيح بدند چيز های مختلف را. من سال گذشته در اين برنامه شرکت کردم
صبح ها 5 صبح بعد از بيدار شدن، 1 سخنرانی کوچيک بود. 1 بار اون راهب گفت 1 کاغذ بردارين و بنويسين چه مقدار از کارهاي که تا حالا تو زندگيتون کردين برايه خاطر دل خودتون بوده و چه مقدار به خاطر ديگران.وقتی من مال خودم را نوشتم نتيجه وحشتناک بود. شما هم بنويسين اينا تا بفهمين من چی ميگم.
تو پست بعدی بقييه ماجرا را براتون ميگم
0 comments:
Post a Comment